مرتضى مطهرى

330

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مجالس و خطابه‌اى كه از نماز جمعه ناشى مىشود و مىتواند جامع انواع خطابه‌ها باشد در ميان ما متروك شده . اين چيزى كه الآن در ميان ما به نام مجالس وعظ باقى است از بقاياى مجالسى است كه متصوّفه ابتكار كرده‌اند ؛ يعنى اين كه مجلسى رسماً تشكيل شود و عده‌اى براى شنيدن جمع بشوند و يك نفر به عنوان واعظ و اندرزگو رسماً براى مردم صحبت بكند ، علىالظاهر اولين بار به وسيلهء متصوّفه ابتكار شده و كار خوبى بوده و بعد ديگران هم نظير آن مجالس را تشكيل داده‌اند . لهذا ما از قرنها پيش كتابهايى داريم به عنوان « مجالس موعظه » كه از متصوّفه باقى مانده ، مثل مجالسى كه از سعدى در دست است و مجالس مولانا و غير آنها . اين ، كار خوبى بوده و بعد ديگران هم نظير اين مجالس را تشكيل داده‌اند . شيعه مخصوصاً در مجالس رثا و عزادارى سيدالشهداء اين كار را شايع كردند و چه خوب كردند . گمان مىكنم چون مجالس وعظ ابتدا از متصوّفه تقليد شده و بناى تصوّف بر ردع و منع و زجر نفس و تهذيب و تزكيهء نفس است و با وعظ سازگارتر است ، خطباى ما هم با اينكه صوفى نيستند بيشتر به كلام خودشان جنبهء زهد و ترك و مبارزه با هوا و هوس مىدهند ، بيشتر به اين جنبه مىپردازند . وعظ و خطابه در نهج‌البلاغه نهج‌البلاغه كه شامل قسمتى از خطبه‌هاى اميرالمؤمنين است انواع خطابه‌ها دارد ؛ هم موعظه‌هاى بليغ دارد و هم خطابه‌هاى حماسى و اجتماعى . شيخ محمد عبده ، مفتى بزرگ مصر ، شرح مختصرى دارد بر نهج‌البلاغه و مقدمه‌اى بر آن نوشته . در آنجا مىنويسد : يك تصادف سبب شد كه من فراغتى پيدا كنم و به مطالعهء نهج‌البلاغه بپردازم . وقتى كه به مطالعهء اين كتاب پرداختم انواع سخنان در آن يافتم و سخت مرا تحت تأثير قرار داد . خود را در وقت مطالعهء اين كتاب در حالى مىديدم كه دائماً از صحنه‌اى وارد صحنهء ديگر مىشوم ، پرده‌ها مرتب عوض مىشد . يك وقت صحنه‌اى در برابرم مجسم مىشد و گوئيا مردانى را جلو چشم خود مىديدم كه پوست شير و پلنگ به تن كرده‌اند و آمادهء حمله هستند . خود را در حالى مىديدم كه چنان تحت تأثير هستم كه مايلم به ميدان جنگ بروم ، خون دشمن را بريزم و خونم ريخته شود . باز مىديدم صفحه و صحنه عوض شد ، با يك واعظ و مذكّر روبرو